یه پسر بد

فقط خودم

با شروع ماه رمضون می خوام شروع کنم به نوشتن ... ماهی که ماه مهمونی خداست  و توش واقعا لذت می برم.

ایمان دارم امسال قشنگ ترین ماه رمضون عمرم خواهد بود ..  چون قراره به چیزای خوبی برسم!

ضمن احترام به یکایک شما، لطفا احترام متقابل رو حفظ کنید و شک نکنید در صورتی که حتی یکم از حدتون فراتر برین پاسخشو خواهید دید! 

اونایی هم که فکر می کنند باید راحت برخورد کححد و احساس صمیمیت دارن هم باید بدونند که با هیشکی صمیمی نیستم و از صمیمی بودن با آدما خوشم نمیاد ... خصوصا آدمایی که حدشونو نمی دونند

شاد باشید

شنبه هفتم تیر 1393| 22:23 |یه پسر بد| |

قبل از هرچی خوش آمد میگم! اینکه لطف کردید و به وبم اومدین. اما اینجا یکم فرق داره.

اینکه قبل از هرچیزی بدونید که اینجا یه جای عمومی شاید به نظر بیاد اما برای من خاصه! حرفامو توش می زنم وبرامم مهم نیست راجع به من چی فکر می کنید. هرطور دوست دارید می تونید فکر کنید اما قرار نیست هرچی فکر می کنید به زبون بیارید! پس مراقب دهنتون باشید که به هرشکلی باز نشه!

نه کاری باهاتون دارم، نه پیام دادناتون منو سرحال میاره! پس خوشت اومد بخون خوشت نیومد، خوش کردی! ولی در هرصورت نه نصیحت می کنی و نه دهنتو برای هر شرو وری باز می کنی! چون نه حوصله نصیحت شنیدن دارم و نه اینکه بخوام با هر کس و ناکسی کل کل کنم و بحث راه بندازم!
راستی بعضی از اون خانم های محترم که اینجارو با جاهای خاص اشتباه می گیرن هم بدونند، من نه عزیزشونم نه اونا عزیز من! هیچ حسی هم بهم نداریم. پس بوس، عزیزم، عجیجم، یا هر چرت و پرتی نظیر اینو برام نذارن! نگه دارن یه جاهایی به کارشون میاد!
درضمن من هرگز هیچ کدوم از خانم هایی که میان وبم یا دورم هستند رو به چشم خواهر نمی بینم! پس داداش صدام نزنید! چون نه داداشتونم نه چشمم دنبالتونه که بخواید داداش صدام بزنید تا تو کار انجام شده قرار بگیرم!
کسایی که میان وبم بدونند اونایی که وب ندارن و به صورت بی آدرس و ناشناس میان نظر می ذارن، تا چندتای اول جواب میدم اما بعدش هیچ جوابی دریافت نمی کنند! پسر و دخترم نداره!

بیاید وبم و بگید بیا سر بزن، نمی دونم وبت عالیه، پیام تبلیغاتی و این خزعبلات جوابش مسلما حرف قشنگی نیست!

راستی کسی رو لینک نمی کنم به جز اونایی که واقعا خاص باشن! اونایی که به تمام معنا بهم لینک شده باشن!


پس در کل فکر نکنم کسی رو لینک کنم! بنابراین تقاضای لینک نکنید که  می خوره تو ذوقتون! از من گفتن بود!


در انتها هم باید بگم احترام احترام میاره! با هرکسی مثل خودش برخورد میشه!

پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392| 1:46 |یه پسر بد| |

بوردِمِه هلی دار، هَلی بچینم

مِه دستِ مَر بَزو بلکُوم بَمیرم

الهی بمیره صاحابِ هلی

کِه نشته مِن بُورِم شه یارِ پَلی

چهارشنبه هفدهم اردیبهشت 1393| 10:52 |یه پسر بد| |

 

سلام به همه ی اون هایی که شخصیت و دلشون بسیار بسیار با ارزشه!

 

تو مدتی که اینجا بودم آدم های زیادی بهم ابراز لطف کردن(هرچند مجازی و گاها دروغی) اما خب هیچ مهری نتونست تو قلبم بره چون بخشی از قلبم خیلی وقته مرده و سنگ شده! شکست عشقی نخوردم. آدم های زیادی رو هم ازدست دادم اما نمردم! و نخواهم مرد و معتقدم زندگی همچنان جریان داره و من باید خودمو از این مردابی که توش هستم نجات بدم! خودم و فقط خودم

امروز قصد دارم از این وب برم. بخاطر اینکه نه تنها سودی برام نداشت فقط باعث شد عده ای بهم دل ببند و بودن من و خوندن حرفام براشون تلخ باشه. و اینکه شاید می خواستن بهم افتخار بدن بامن باشن!!!(همون بهتر که این افتخار نصیبم نشد)

من باید به این عده از دوستان عرض کنم یه پسر بد یه شخصیت واقعیه اما با اسم های مجازی!!! من نه دنبال افتخار بودن با کسی هستم نه دنبال عشق نه دنبال همسر و همسفر! 

برای تک تک شما ارزش  قائلم ولی این دلیل نمیشه که به ابراز های پوشالی شما اعتماد کنم. و برام مهم باشه.

اما این وسط هست کسی که می دونم راست میگه. می دونم دوستم داره اما شرایط باهم بودن تو آینده فراهم نباشه. می خوام برم تا با دیدن وبم، با خوندن حرفام حالش بد نشه. تا روحش عذاب نگیره.

اهل شونه خالی کردن نیستم و یا هراسی بابت هیچ فردی ندارم. فقط می خوام به دلی که واقعا در عذابه ارزش بدم و بفهمه که دلش بی نهایت برام عزیزه و نمی خوام با بودنم عذابشو بیشتر کنم. میرم و سعی می کنم تو یه گوشه دیگه از این دنیای مجازی حرفای دلمو بزنم تا کسایی که منو نمی شناسن فقط بخونن شایدم اصلا نگم. چون از تکرار متنفرم!!!

بهرحال تو این مدت خوب و بد زیادی داشتیم. خنده های زیاد اشک های زیاد اما هرچی که بوده من سعی کردم با هرکس به فرهنگ و شعور خودش برخورد کنم و تلاشم بر این بود که بی دلیل به کسی نَپَرم!

راستی یه حرف کوچیک هرگر برای چیزا یا کسایی که ارزششو ندارن لحظه ای فکر و خیال نکنید و غصه نخورید!

 

شاد باشید و سربلند

دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393| 10:2 |یه پسر بد| |


خدایا همین الان اذان شده!!!


احمدم بی تابه!

خدایا اونو به عشقش برسون

به بانویی که براش بی تکراره!

دوشنبه هشتم اردیبهشت 1393| 13:2 |یه پسر بد| |


نگاه های پشت حصار

فریادهای بی صدا

نفس های بی دَم

قلب های بی تپش

بغض های بی گریه

...


جمعه بیست و دوم فروردین 1393| 11:56 |یه پسر بد| |

ایام شهادت بی بی افطمه زهرا تسلیت باد





خدایا سلام

می دونم دوباره اومدم باهات حرف بزنم و تو دوباره بهم نگاه می کنی ... می خوام یکم از سبک بشم ... دل گرفتمم پیشکشت نمیارم ... دل پلید دل ناپاک پیشکش نمیشه ... پیشکش خدایی که پلید شدنشو دید و نخواست کاری  کنه ... این دلو پیشکشت نمیارم!

نمی دونم اونچه برمن گذشت کدوم بخش از خصوصیات اخلاقیت بود ... حکمت، عدالت، رحمت؟؟؟ کدومش؟ اما فقط یه چیزی رو می دونم که کسی که همه چیز در یَدِ قدرت اوست منو تنها گذاشت و گوششو از شنیدن دعاهام بست! منم الان نمی خوام دعا کنم که منو ببینی اما می خوام چندتا دعا کنم ... الان خصوصا در این وقت اذان که همه ی بنده های پاکت دارن آماده میشن با تو حرف بزنن!

خدایا به حق این بنده های پاک، ناپاکی و پلیدی رو از دل همه ی بنده هات دور کن!

خدایا خیلیا هستن که دکتر جوابشون کرده، رو تخت بیمارستان یا کنج خونه افتادن، خدایا اینا جز تو امیدشون به کسی نیست. خدایا امیدشون رو ناامید نکن!

پروردگار هستی بخش، هرکسی که دستشو سمتت دراز کرده، دستاشو ناامید از در خونت برنگردون!

خدایا خیلیا هستن که تو زندگیشون مشکل دارن، مشکلاتی که خودشون توان رفعشونو ندارن! یکی پدر و مادرش مشکل دارن، یکی گره تو کسب و کارش افتاده، یکی دلش شکسته خدایا مرحم دردهاشون باش کنارشون باش آرومشون کن و مشکلشونو حل کن!

خدایا همه ی عاشقارو بهم برسون یا اگه اونقدر کمر همت بستی که نرسونی مهرشونو از دلشون بیرون کن! خدایا نذار آدم ها همیشه داغی از یه زخم و درد تو دلشون باشه و همیشه افسوس نداشته هارو بخورن!

خدایا همه ی جوونا رو مورد لطفت قرار بده، زندگیشونو پر برکت کن!

خدایا هیچ پدر و مادرش رو شرمنده ی بچه هاش نکن، هیچ بچه ای رو پیش پدر و مادرش رو سیاه نکن!

خدایا یه سری دعاهای خصوصی دارم!

احمدم روزهای سختی رو می گذرونه کنارش باش! کمکش کن کنار بانوی بی تکرارش باشه! کمکش کن دوباره دست های بانوش تو دستش باشه... یادم نمیره روزی رو که دست های بانوش تو دستش بود ... قدر ندونست تو کمکش کن فرصت دیگه ای پیدا کنه و محکم وایسه!

خدایا به داداشم و همه ی اونایی که مثل اون دارن تلاش می کنند قدردت تحمل سختی ها و موفقیت تو مسیر آیندشونو بده!



سرتو درد اوردم خدا ... ببخشید ... زیاد حرف می زنم ... واسه خودمم دعا نمی کنم ... چون نمی خوام باز ازت دلخور بشم ... با ناراحت بشم ازت ... چون نمی خوام باز به خودم لعنت بفرستم... باز حالم از خودم بهم بخوره! فقط ازت خواهش دارم دعاهایی که کردمو بشنو و برآورده کن!

پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393| 13:10 |یه پسر بد| |


خدایا من و زندگیم از روی فیلم ها تقلید کردیم


یا


فیلم ها رو از روی زندگی من؟؟؟



هرچی که هست دیگه طاقت دیدن بعضی فیلم ها رو ندارم

سه شنبه دوازدهم فروردین 1393| 21:51 |یه پسر بد| |

خدایا دوستت دارم با تمام این حال و روزم

فقط یه خواهش

خیلی ها الان رو تخت بیمارستانن که دکتر جوابشون کرده

خدایا اونا و عزیزانشو ناامید نکن

شفاشون بده


خدایا هیچ پدری رو شرمنده زن و بچه ش نکن


خدایا هیچ دلی رو به درد نیار

همه عاشقا رو بهم برسون

خدایا کنار دل های بی قرار باش



میگن دعای دل گرفته رو مستجاب می کنی

خدایا رو لب همه گل لبخند رو بکار اونم

از ته دل

دوشنبه چهارم فروردین 1393| 23:11 |یه پسر بد| |


تا حالا اینو تجربه نکرده بودم

اینکه از شدت درد مثل بید بلرزی خخخخ


فکر می کردم قدرت بدنم بیشتر از این حرفاست که

دردهای جسمی منو از پا دربیاره

خب ادعاست دیگه خخخخ


ولی خودمونیم شکسته باشه بیچاره میشم

دوشنبه چهارم فروردین 1393| 2:56 |یه پسر بد| |

عیدت مبارک

آره
فقط و فقط


"عید تو مبارک تمام زندگی من"



سلا نوی خوبی داشته باشید و ایشالله همیشه شاد باشید


پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392| 21:56 |یه پسر بد| |


نموندی ببینی غمت موندگاره


تمومی نداره

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392| 15:35 |یه پسر بد|


دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392| 1:46 |یه پسر بد| |


خدایا طریقه عاشقی و بندگی رو هیچ وقت به جا نیاوردم


کمکم کن تا هم بنده ی خوبی باشم


هم رسم عاشقی رو اونطوری که باید بجا بیارم

یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392| 16:28 |یه پسر بد| |


و امروز مملو از سکوتم

و پر از حرفایی که تو سرم مروز میشن اما

زبونم خودشو حقیر تر و ناتوان تر از بیان کردنشان می داند

و لب هایم گوش ها را دون تر از شنیدن می داند

شنبه بیست و چهارم اسفند 1392| 13:6 |یه پسر بد| |

نموندی ببینی غمت موندگاره

تمومی نداره

شنبه بیست و چهارم اسفند 1392| 12:54 |یه پسر بد|


منت خدای را که در این روزهای کم دنیا


قلبی بهم داد که نه می رنجم و نه کسی رو به دل گیریم جز اونی که قلبم رو نثارش کردم و


به هیچ وجه پس نمی گیرم!




پس لطف دوستای گرامی سعی نکنند با حرفاشون بهم توهین کنند یا کوچیکم کنند چون

اصلا حرفاشون برام اهمیتی نداره و فقط

دست های بی ارزششون خسته میشه!



شاد باشید!

جمعه بیست و سوم اسفند 1392| 0:53 |یه پسر بد| |


بیانیه استاد:

دانشجوی عزیز
وقتی که شما سر کلاس اس ام اس میفرستی من کاملا متوجه میشم.
چون هیچ احمقی به خشتک خودش زل نمیزنه در حالی که لبخند روی لباشه !

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392| 11:56 |یه پسر بد| |


همسایمون برای دخترش پرشیا صفر خریده.....!!!
.
.
.
.
.
.
.
فک کنم دیگه وقتشه دختره رو از تنهایی درش بیارم سایه ام رو سرش باشه!!!!

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392| 11:54 |یه پسر بد| |


مورد داشتیم به دختره گفتن با دوست پسرت کجا اشنا شدی؟
گفته تو صف سبد کالا

چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392| 11:54 |یه پسر بد| |